اسقفنشين متز را نوشت.
ابن مقفع كتابهاي متعددي را از پهلوي به عربي ترجمه كرد، مخصوصاً سالنامههاي ايراني و داستانهاي كليله و دمنه را. قديمترين
سيرهٴ نبوي به وسيلهٴ ابن اسحاق نوشته شد، ولي ما آن را فقط از طريق يك تحرير بعدي ميشناسيم. كتابهاي متعدد ديگري دربارهٴ تاريخ و قدماي عرب به وسيلهٴ ابوعبيده، اصمعي، هشام بن محمد و واقدي تأليف شد.
دومين تاريخ از شش تاريخ ملي ژاپن، به نام زوكونيهونگي، در 798 تدوين شد.
9 مكرر. قانون اسلامي و لاتيني. قبلاً راجع به فقه اسلامي در فقرهٴ ب بحث كردهام. تنها تأليفات حقوقي مهم غرب به فرمان شارلماني تهيه شد؛ ولي آنها در حقيقت مربوط به اين عصر نيست، بلكه متعلق به آغاز سدهٴ نهم است.
10. زبانشناسي اسلامي. سرانجام دستور زبان عرب در اثناي اين عصر شكل گرفت. خليل بن احمد از مكتب بصره در اين زمينه فعاليت ويژهاي داشت. او عروض عربي را تحت نظم درآورد، شناخت وزن موسيقي را وسعت بخشيد و تأليف نخستين واژهنامهٴ عربي را آغاز كرد. نخستين كتاب نحو عربي به نام الكتاب به وسيلهٴ شاگرد او، سيبويهٴ ايراني، نوشته شد.
11. اشارات نهايي. عليرغم برخي اقدامات كه ممكن است به وسيلهٴ جابر كيمياگر و برخي جغرافيدانان چيني صورت گرفته باشد، اين عصر را مشكل بتوان دورهٴ خلاقيت دانست. ولي اهميت فرهنگي آن فراوان است. انتقال معرفت و همرنگ شدن آن با ملل جديد در بسياري جاها به سرعت صورت ميگرفت. فرهنگ چيني به نفوذ خويش در ژاپن ادامه داد و در آنجا رشد تازهاي را آغاز كرد. با اين حال، در بينالنهرين سفلي، يعني در عراق عرب بود كه بزرگترين فعاليت فرهنگي به چشم ميخورد. به وسيلهٴ قدرتي جوان تمركز فرهنگي تازهاي در شهرهاي نوبنياد بغداد، بصره و كوفه صورت ميگرفت -- كه با آنچه قرنها پيش در اسكندريه اتفاق افتاد، از بسياري جهات قابل قياس بود. نهرهاي معارف از امپراتوري بيزانس، از ايران، و از هند به سوي دارالخلافه جاري بود. ولي اين تمركز تازه به هيچ روي به همان سادگي مركزيت يافتن اسكندريه نبود. آن يكي بيشتر ادامهٴ فرهنگ يوناني بود، با اندكي اضافات خارجي كماهميت.
برعكس، ابزار تمدن جديد اسلامي زباني بود كه هرگز پيش از آن براي هيچ منظور علمي به كار نرفته بود. تقريباً هر مبحثي از معرفت پيش از آن كه بتواند جذب شود، از يوناني، سانسكريتي، يا پهلوي ترجمه شده بود. نه فقط همين امر، بلكه خود ترجمهها هم مستلزم ايجاد اصطلاحات فلسفي و علمي بود كه وجود نداشت. وقتي انسان همهٴ اينها را در نظر بگيرد، به جاي اين كه از كمي نسبي نخستين محصول اين دوره در شگفت شود، كوششهاي فراواني را كه به كار رفته بود خواهد ستود. اين كوششها داراي خصلتي بود كه هيچ ملتي نميتواند آن را تا مدت زيادي ادامه دهد، بلكه فقط در دوران خوشبيني ناشي از پيروزي و جواني امكانپذير است. بايد اضافه كرد